سالی دگر ، با بهاری دگر عیدتان مبارک

سالی دگر ، با بهاری دگر
عیدتان مبارک
"ارادتمند شما: خسروی"

سالی دگر ، با بهاری دگر
عیدتان مبارک
"ارادتمند شما: خسروی"
متن ادبی و دوستانه
پیام نوروز این است.دوست داشته باشید و زندگی کنید.زمان همیشه از ان شما نیست . . .
متن اداری و دوستانه
عطر نرگس، رقص باد. نغمه شوق پرستوهای شاد.خلوت گرم کبوتران
مست.نرم نرمک میرسد اینک بهار.خوش به حال روزگار.سال نو مبارک
* گریه تولد و مرگ آدمیرا نشانه گذاری میکند. گریستن نخستین واکنش
نوزادی است که متولّد میشود و فردی که از دنیا میرود واکنش ماتمی را در
بازماندگان بر میانگیزد که با گریه همراه است .
* چرایی و چگونگی
گریستن همواره یکی از رازهای پیچیدۀ زندگی انسان بوده است . گریه در زندگی و
رشد افراد عملکردهای متفاوتی دارد و در همراهی با موقعیت های گوناگون
اجتماعی و شرایط احساسی متغیر و گاه متضاد به چشم میخورد. به ندرت پیش
میآید که کسی از روی افسردگی و اندوه بخندد ولی گریستن در هنگام شادی و
خوشحالی غیر معمول نیست .
* وقوع گریستن در طول رشد انسان از نوزادی
تا بلوغ منعکس کنندۀ بسیاری از حالت های احساسی اوست . فرد به دلایل
مختلفی مانند اندوه ، مصیبت ، خشم ، درد ، شادی و لذّت میگرید. از لحاظ
پزشکی گریستن نشانه ای از رنج جسمانی و استرس محسوب میشود و به عبارت دیگر
علامتی از تشویش فیزیولوژیک و فشار روحی است .
توصیه های جالب دات نت
میدانیم که درد جسمانی علامت و نشانه ایجاد مشکل و ناهنجاری در بدن است و عوامل مختلفی باعث درد و ناراحتی جسمانی میشوند. بعضی از این عوامل موقتی و برخی نیز طولانی مدت و نیازمند دارو و درمان هستند.
در اینجا ما ترفندهایی را بیان میکنیم که شما با دانستن و بکار بستن آنها، بعضی از دردها را میتوانید موقتا کاهش بدهید.
خارش گلو:
وقتی کودک بودید، قلقلک دادن زیر بغل شما یک سرگرمی جالب بود. حالا در
بزرگسالان هم میتوان از این ترفند برای رهایی از مشکل خارش گلو استفاده
کرد. وقتی که سلولهای عصبی گوش تحریک بشوند، باعث اسپاسم عضلات گلو و گردن
شده و در نتیجه شما را از شر خارش گلو راحت میکنند. پس قلقلک دادن گوش،
باعث رفع خارش گلو میگردد!
حالا من به شما میگم ، 120 سال زنده باشی !
هشتاد و سومین مراسم اهدای جوایز اسکار با اهدای جایزه بهترین طراحی صحنه به فیلم «آلیس در سرزمین عجایب» ساخته «تیم برتن» آغاز شد. در این مراسم که یکشنبه شب درتالار «کداک» Kodak Theatre در شهر هالیوود برگزار شد، کرگ داگلاس بازیگر ٩٤ ساله سینمای هالیوود، اهدا کننده جایزه بهترین بازیگرنقش مکمل زن اسکار بود. این جایره به ملیسا لئو برای ابازی در فیلم «مشت زن» اهدا شد. لئو که برای دومین بار به نامزدی جایزه اسکار می رسید، در این رده بندی با بازیگران برجسته دیگری چون ایمی آدامز و هلنا بونهام کارتر رقابت می کرد.

این یک آزمون استاندارد روان شناسی است. شما باید خودتان را در هر یک از ده موقعیت زیر تصور کنید و گزینه مناسب خودتان را پیدا کنید و علامت بزنید. بعد از آن، باید نمره مناسب خودتان را در پرانتز انتهای هر گزینه بخوانید و مجموع نمرات تان را حساب کنید تا بفهمید که آیا شما از آن آدم هایی هستید که زیر فشارهای زندگی، به هم می ریزند و تسلیم می شوند یا این که با صبر و اعتماد به نفس، در برابر مشکلات زندگی مقاومت می کنید و می ایستید.

وقتی راه رفتن آموختی، دویدن بیاموز و دویدن که آموختی، پرواز را.
راه رفتن بیاموز، زیرا راه هایی که می روی جزیی از تو می شود و سرزمین هایی که می پیمایی بر مساحت تو اضافه می کند.
دویدن بیاموز ، چون هر چیز را که بخواهی دور است و هر قدر که زودباشی، دیر.
و پرواز را یاد بگیر نه برای اینکه از زمین جدا باشی، برای آن که به اندازه فاصله زمین تا آسمان گسترده شوی.
من راه رفتن را از یک سنگ آموختم، دویدن را از یک کرم خاکی و پرواز را از یک درخت.
بادها از رفتن به من چیزی نگفتند، زیرا آنقدر در حرکت بودند که رفتن را نمی شناختند.
پلنگان، دویدن را یادم ندادند زیرا آنقدر دویده بودند که دویدن را از یاد برده بودند.
پرندگان نیز پرواز را به من نیاموختند، زیرا چنان در پرواز خود غرق بودند که آن را به فراموشی سپرده بودند.
اما سنگی که درد سکون را کشیده بود، رفتن را می شناخت.
کرمی که در اشتیاق دویدن سوخته بود، دویدن را می فهمید.
و درختی که پاهایش در گل بود، از پرواز بسیار می دانست.
آنها از حسرت به درد رسیده بودند و از درد به اشتیاق و از اشتیاق به معرفت.
وقتی داری در دریای زندگی سفر میکنی. از طوفان ها و امواج نترس. بگذار تا از تو بگذرند.
تو فقط به سفرت ادامه بده و استقامت داشته باش.
همیشه به خاطر داشته باش دریای آرام ناخدای با تجربه و ماهر نمی سازد.
جایی در قلب هر انسان وجود دارد که در آن افکار تبدیل به آرزو می شوند و آرزوها به اهداف بدل می گردند.
جایی که در آن هر غیر ممکنی؛ ممکن می شود تنها اگر به هدف هایمان ایمان داشته باشیم.
چند چیز هست که برای یک زندگی شاد و موفق به آن نیاز داریم:
و از همه مهم تر

استادى از شاگردانش پرسید: چرا ما وقتى عصبانى هستیم داد میزنیم؟ چرا مردم هنگامى که خشمگین هستند صدایشان را بلند می کنند و سر هم داد می کشند؟ شاگردان فکرى کردند و یکى از آنها گفت: چون در آن لحظه، آرامش و خونسردیمان را از دست می دهیم.
استاد پرسید: این که آرامش مان را از دست می دهیم درست است امّا چرا با وجودى که طرف مقابل کنارمان قرار دارد داد می زنیم؟ آیا نمی توان با صداى ملایم صحبت کرد؟ چرا هنگامى که خشمگین هستیم داد می زنیم؟
شاگردان هر کدام جوابهایى دادند امّا پاسخهاى هیچکدام استاد را راضى نکرد سرانجام او چنین توضیح داد:
هنگامى
که دو نفر از دست یکدیگر عصبانى هستند، قلب هایشان از یکدیگر فاصله می
گیرد. آنها براى این که فاصله را جبران کنند مجبورند که داد بزنند. هر چه
میزان عصبانیت و خشم بیشتر باشد، این فاصله بیشتر است و آنها باید صدای شان
را بلندتر کنند.
واحد پول کشور *ایران* بر مبنای دینار بنا شده است. دینار، واحد قدیمی پول روم و بعد امپراتوری روم شرقی بود و «دیناریوس» خوانده می شد. یک دیناریوس روم شرقی برابر با یک سکه نقره بود که وزنش در مواقع مختلف فرق می کرد.
این واحد پول بعد از فتح اراضی روم شرقی به دست مسلمانان، از طرف آن ها به عنوان نام واحد پول انتخاب شد و تبدیل شد به دیناری که امروزه هم در کشورهای عربی از آن استفاده می شود. به همین ترتیب، سلطنت ها و حکومتهای ایرانی هم از دینار استفاده می کردند.
اما به تدریج، در نتیجه تورم و بی ارزش شدن پول، احتیاج به واحدهای پولی بزرگتر پیش آمد. این واحدها همه بر مبنای دینار بنا شده بودند.
اولین واحد پولی، سکه صد دینار (صنار) بود که توسط سلطان محمود غزنوی ضرب شد و به اسم "محمودی" نامیده می شد. در همان زمان، شاهان سامانی ماورالنهر، سکه های نقره پنجاه دیناری ضرب کردند که "شاهی" نامیده می شد. در حقیقت، یک شاهی، نصف یک محمودی یا به عبارت دیگر، یک محمودی، دو شاهی بود. تا زمانی که سکه های نقره مورد استفاده، شاهی و محمودی بودند.

داستانی در مورد اولین دیدار «امت فاکس»، نویسنده و فیلسوف معاصر، از
رستوران سلف سرویس؛ هنگامی که برای نخستین بار به آمریکا رفت وی که تا آن
زمان هرگز به چنین رستورانی نرفته بود در گوشه ای به انتظار نشست با این
نیت که از او پذیرایی شود اما هر چه لحظات بیشتری سپری می شد ناشکیبایی او
از اینکه می دید پیشخدمت ها کوچکترین توجهی به او ندارند شدت گرفت. از همه
بدتر اینکه مشاهده می کرد کسانی پس از او وارد شده بودند و در مقابل بشقاب
های پر از غذا نشسته و مشغول خوردن بودند.
وی با ناراحتی به مردی که بر سر میز مجاور نشسته بود نزدیک شد و گفت:
من
حدود بیست دقیقه است که در اینجا نشسته ام بدون آنکه کسی کوچکترین توجهی
به من نشان دهد. حالا می بینم شما که پنج دقیقه پیش وارد شدید با بشقابی پر
از غذا در مقابلتان اینجا نشسته اید! موضوع چیست؟ مردم این کشور چگونه
پذیرایی می شوند؟
مرد با تعجب گفت: ولی اینجا سلف سرویس است. سپس به
قسمت انتهایی رستوران جایی که غذاها به مقدار فراوان چیده شده بود، اشاره
کرد و ادامه داد: به آنجا بروید، یک سینی بردارید و هر چه می خواهید انتخاب
کنید، پول آن را بپردازید، بعد اینجا بنشینید و آن را میل کنید.
امت فاکس، که قدری احساس حماقت می کرد، دستورات مرد را پی گرفت. اما وقتی غذا را روی میز گذاشت ناگهان به ذهنش رسید که زندگی هم در حکم سلف سرویس است. همه نوع رخدادها، فرصت ها، موقعیتها، شادیها، سرورها (شادی) و غم ها در برابر ما قرار دارد. در حالی که اغلب ما بی حرکت به صندلی خود چسبیده ایم و آنچنان محو این هستیم که دیگران در بشقاب خود چه دارند و دچار شگفتی شده ایم که چرا او سهم بیشتری دارد؟ که هرگز به ذهنمان نمی رسد خیلی ساده از جای خود برخیزیم و ببینیم چه چیزهایی فراهم است، سپس آنچه می خواهیم، برگزینیم.
منبع: کتاب شما عظیم تر از آنی هستید که می اندیشید / مسعود لعلینحوه صحیح بلند کردن اجسام


اما دیگر مکان عجیب و غریب دنیا در ژاپن واقع است؛ Blood Pond Hot Spring، نه چشمه آب گرم قرمز رنگ که با هم یک دریاچه را تشکیل داده اند. رنگ قرمز این دریاچه به دلیل فراوانی عنصر آهن در آب آن است.